توقف... .

یا هو

سلام.
با توجه به اینکه برخی دوستان جویای وضعیت ادامه فعالیت این وبلاگ بودند مجبور شدم این پست رو بنویسم.
به دلایل متنوع، متکثر و عموما غیر قابل بحث (!) تا اطلاع ثانوی این وبلاگ تعطیل میباشد. یا به اصطلاح بعضی آقایون:
Clozzzzzzzeeeedd
امیدوارم تو این مدت این وبلاگ تونسته باشه تا حد خوبی باعث بشه که بیشتر تنه به تنه قرآن بزنیم... .
البته مطالب نوشته شده اصولا زماندار نیستند و ادمها میتونند هر وقت فرصت داشتند، بیان سراغ پستها و کامنتهای قدیمی و با مراجعه به آیه حالشون رو ببرند!!
اما فعلا از ادامه معذورم.... . البته احتمال ضعیف ادامه فعالیت در آینده رو نمیشه حذف کرد.
لذا فعلا به اصطلاح بعضی دیگه از آقایون:
خداحافظ!
با اجازه!

داشت یادم میرفت: که البته این به معنای تعطیل شدن جلسه های حضوری نیست! به هر حال جلسات حضوری ما ان شاءا.. منزل آقای حسینعلیپور(منظورم بابای سوروشه!) ادامه خواهد یافت... .

توضیح

Time of this Post Has Expired!!

تکلیف روز چهاردهم

یا علام الغیوب و یا غفار الذنوب و یا ستار العیوب

سلام

26 رعد (مربوط به جزء قبل): سیاق این آیه با آیات مشابهش کمی تفاوت داره (... و ما الحیوه الدنیا فی الاخره الا متاع) که جای تأمل داره؛ (و ما الحیوه الدنیا الا متاع الغرور (185 آل عمران و 20 حدید))، (فما متاع الحیوه الدنیا فی الاخره الا قلیل (38 توبه))

آقا جون، لزوما هرکی خدامحور بشه، زندگیش راحت و پرنعمت نمی شه. شاید امتحانش با فقر و سختی باشه. شاید یک هزارم سختی حضرت ایوب. ممکنه هم از اون طرف، کسی که خدا قصد عذابش رو داره اون عذاب رو با آسایش و مکنت اجرا کنه

26 حجر: این که انسان از گِل و لای کهنه ی تغییر یافته خلق شده یعنی چه؟!

74 حجر: اگه در داستان قوم های قبل دقت کرده باشین تقریبا همه، به یه صورت از بین رفتن. یک صیحه ای آمد و آنان خشک و جسد شدند؛ اما قوم لوط با سنگ هایی از سجیل که از آسمان فرو می افتاد هلاک شدند یا به عبارت بهتر، سنگسار شدند. تفاوت هلاکت مشخصه؛ اولی دفعی بود یعنی ناگهان جان از تن خارج می شد اما این یکی، تدریجی، یعنی با درد و رنج مردند. باید دید چه تفاوتی در گناهانشون بود که به این وضع فجیع و زجرآور از پای درآمدند؟!... شاید همه در ابتدا بگن خوب کار زشتی کردن و به خاطر مسائل جنسی به عذاب دردناک دچار شدند. اما به نظر من نه!...یعنی این تنها دلیل نیست. چون گناه شرک و کفر که اقوام دیگه به علت اون هلاک شدند از این بدتر بود. علت این نوع از عذاب، شاید به دلیل ایجاد یک «بدعت» در تاریخ بشریت بود (نمی دونم جه عنوان مناسبی انتخاب کنم به جای بدعت!.... مثلا یک انحراف جدید) که دامنگیر خیلی از آیندگان هم شد. یعنی زمینه ی فساد عظیمی رو به وجود آورد. شاید برای توجه به همین نکته ی مهم باشه که خدا بعد از این آیه، دوبار از این داستان به عنوان نشانه نام می بره؛ یک بار برای هوشمندان این داستان رو دارای نشانه هایی معرفی می کنه و یک بار هم برای مؤمنین...پس این رو بدونیم که بعضی کارا، گناه ترویج و افسادش بیشتر از ذات اون گناهه.

99 حجر: چه آیه ای!.... واعبد ربک حتی یأتیک الیقین: آنقدر پروردگارت را عبادت کن تا یقین بر تو رسد.

چه رازی است عبادت را؟... عبادت ما که هیچ، ولی اون چه عبادتیه که می تونه یقین رو نتیجه بده؟!.... حقیقتش من تا حالا برعکس فکر می کردم؛ یعنی فکر می کردم اگه یقین وجود داشته باشه (در هر سطحی) می تونه منجر به عبادت خالص (در همون سطح) بشه. اما خدا در این آیه می فرماید صرف عبادت و استقامت بر آن، منجر به یقین می شود. جا داره یه کم فکر بکنیم که در عبادت روزمره که فقط کلماتی رو از حفظ بیان می کنیم چه تغییری باید ایجاد بشه که یقین رو به دنبال خود داشته باشه؟

17 و 18 نحل: بعد از بیان کلی مقدمه (برشمردن بسیاری از نعمات که خدا برای زندگی انسان فراهم کرده) یک سوال محوری مطرح می کنه: آیا کسی که خلق می کند همانند کسی است که خلق نمی کند؟؟

در ادامه هم می گوید تازه اینها که ذکر شد شمه ای و گوشه ای از نعمات خداست و هیچگاه نمی توانید آنها را در شمار آورید.

20 نحل: یکی از بهترین آیات برای تودهنی زدن به بت پرستان. من داشتم فکر می کردم که آیا در زمان صدر اسلام، مسلمین از این آیه ی زیبا برای رسوا کردن کافران استفاده نمی کردند؟... می گه این چیزایی که غیرخدا پرستش می کنند، اینها نه تنها خلق نمی کنند، که خود مخلوق هستند!... آخه چیزی که برای به وجود اومدن نیاز به دست های یک سفالگر، نجار یا ... داره، چطور می تونه خدا باشه و به دیگران وجود بده؟؟... چه زیبا

26 نحل: عبادت خدا، بدون دوری و اجتناب از طاغوت (غیرخدا) ممکن نیست. با هم جمع نمی شه. شرط لازم که می دونی چیه.

... ... چقدر نعمت توی این سوره ذکر شده... شرمنده ایم به خدا

فضل خدای را که تواند شمار کرد؟                   یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟

88 نحل: فساد پراکندن از طریق جلوگیری از راه خدا، علاوه بر عذاب ذاتی گناه، عذاب مضاعفی به علت افساد و انحراف هم در پی خواهد داشت. (مؤید مطلب قوم لوط) 

اینم برای رفع خستگی این مطلب طولانی:

زدم فالی نگارا سحر می آید            خزان جان، بهارا به سر می آید

پیاپی به جان خبر می آید                که هر آن کسی ز در می آید

التماس دعا-چهاردهم رمضان۸۷-قشقاوی

قدم سیزدهم - قدر سیزدهم

یا هو

سلام

بازم بهت پیشنهاد میکنم که حتما یه دور سوره یوسف رو کامل بخونی... .

آیه 2 سوره رعد

اکثر مردم به این آیات کتاب ایمان نمی­آورند!؟؟

آیه 11 سوره رعد

خدا برای هیچ گروهی تغییر و تحول قرار نمیدهد، مگر آنکه آن گروه تغییری در خودشان ایجاد کنند! و وای اگر خدا برای گروهی، بدی بخواهد! که در آن هنگام هیچ چیز مانع آن نمی­تواند باشد... .

تذکر: قانونِ فوق، جزو قوانینی است که در هر مجموعه­ای مصداق دارد. از یک نسل بشری بگیرید تا یک ملت تا مردم ی شهر تا فارغ­التحصیلان یک مدرسه تا یک کلاس و حتی یک گروه دوستی.

چه خوبه که بشینیم و یک بار قانونهایی که خدا تو قرآن اعلام کرده رو در بیاریم  تا بفهمیم چه­جوری زندگی کنیم... .

آیه 14 سوره رعد

عجب مثال باحالی: کسانی که بجز خدا رو عبادت میکنند مثل کسی هستند که دستشون رو به سمت آب دراز میکنند اما دستش نمیرسه!! یعنی به هر حال داره عبادت میکنه اما اون عبادت، براش فایده نداره و  تشنه­گی از بین نمی­بره... .

آیه 10 ابراهیم

عجب خدایی داریم: «او میخواند شما را تا گناهانتان را ببخشد!» بابا این خدا داره مرام کُش میکُنه ما رو. اما ما هنوز بیخیالیم... .

آیه 18 ابراهیم

آدم حیفش میاد از این مثالهای قرآن ساده بگذره: مَثَل اعمالِ کسانی که به ربّشان کفر ورزیدند مثل خاکستری است که در روزی طوفانی باد شدیدی بر آن می­وزد! بر هیچکدام از آن چیزهایی که کسب کردند، قدرتی ندارند.

آیه 27 ابراهیم

خدا مومنین را در دنیا و آخرت  با گفتارِ ثابت، محکم و استوار و مقاوم میسازد. یعنی در خانه اگر کس است، یک حرف بس است. و با همان اندک سخن، استواری و استحکام در عمل و عقیده می­یابند. و البته ظالمین را نیز گمراه میسازد... .

 

قدم دوازدهم - قدر دوازدهم

یا هو

سلام.

ماه رمضون امسال هم داره به نیمه میرسه و اگر از نیمه رد بشه معنیش اینه که دی داره تموم میشه!! گرچه شاید برای آقایونی که روزه هاشون رو مرتب گرفتن (و به اصطلاح بالغ  شدن) شاید زیاد هم بد نباشه! البته برای اون تعدادیشون که احساس میکنن ممکنه آسیب جسمی ببینند!! اما به هرحال رمضان یک فرصته. که به همین راحتی گیر آدم نمیآد. اگر هم بیاد واسه استفاده کردن ازش باید آدم انگیزه داشته باشه و راهشو بلد باشه.... .

آیه 9و10و11 هود

گفته شده که اگر ما به انسان رحمتی برسانیم و بعد آن رحمت را از او بگیریم، او از ما مایوس شده و کفران میکند و اگر بعد از سختی به اونعمتی بدهیم، او خوشحال شده و میگوید که حتما بدی­ها از من دور شده که مستحق این نعمت­ها شده­ام!!

سوال مهم: چرا خدا این رفتار را با کنایه بیان میکند و از آن انتقاد میکند؟!! گیرِکار کجاست؟

 

آیه 40هود

جالبه که در ماجرای طوفان نوح از دل تنورها آب میجوشه و خداوند هم این موضوع را عمدا (!) در قرآن یادآوری میکنه.

 

آیه 29و51 هود

اینکه حضرت نوح و حضرت هود بیان میکنند که «ما برای دعوتمان از شما هیچ چشم­داشتی نداریم و اجر ما را خدا خواهد داد» یک نشانه برای اثبات پیامبریِ ایشان باشد. حتی شاید به همین دلیل برای حضرت صالح این موضوع ذکر نشده و درعوض بحث معجزه ایشان (شتری که از دل کوه بیرون آمد) بیان شده. یعنی اینکه شخص هیچ پاداش و حقوقی از مردم انتظار ندارد، میتواند دلیلی محکم برای صداقت دعوت او باشد. این موضوع برای هرکسی که امروز هم ندای دعوت به نیکی بلنند میکند بعنوان یک محک جدی قابل استفاده است... .

 

آیه 26و50و61و84 هود

باز هم نقطه اشتراک دعوت پیامبران، حضرت نوح و هود و صالح و شعیب: «اُعبُدُوا الله» بندگی خدا را بکنید!

سوال مهم: ما بندگی خدا را میکنیم؟!!

 

آیه 40و58و59و66و67و68و82و94و95 -  و101و102و103 هود

سرگذشت اقوام نوح و هود و صالح و لوط و شعیب، همگی را ذکر میکند. خدا، پیامبرش و مومنان را از بین آن اقوام جدا میکند و آن اقوام را چنان عذابی میکند که گاهی حتی اثری (جز نام) از تمدن پیشرفته آنها باقی نمی­ماند(کَأَن لَم یَغنَوا فیها)!!

نکته مهمی که در آیه101 بعنوان نتیجه­گیری از ذکر همه آن حکایت­ها بیان میکند آنست که:

به هیچکدام از آن اقوام ما ظلمی نکردیم، بلکه خودشان بودند که به خود ظلم کردند!!! خداهایی که بجز الله میپرستیدند، در لحظه­ای که عذاب ما نازل شد، به کارشان نیامد و جز تباهی، برایشان فایده دیگری نداشت... .

103: در این ماجراها برای کسی که از عذاب آخرت بترسد، نشانه­هایی برای عبرت هست... .

 

ضمنا پیشنهاد میکنم که حتما یک دور سوره یوسف (که از اواخر همین جزء شروع میشه) رو کامل بخونید و حتی خیلی جدی خودتون رو تو فضای داستان قرار بدید.به هر حال خدا تو آیه سوم سوره یوسف ادعا میکنه که این داستان احسن القصصه(یعنی بهترین داستان)!! (البته معلومه که خوندن ماجرا از تو خود قرآن با دیدنش از تلویزیون جمهوری اسلامی زمین تا زیر زمین فرق میکنه!)

یا علی

تکلیف روز یازدهم

یا قابل التوبات

97 توبه: الاعراب اشد کفرا و نفاقا و اجدر الا یعلموا حدود ما انزل الله علی رسوله

اعراب، شدیدترین درجه ی کفر و نفاق را (نسبت به دیگر اقوام) دارند و سزاوارتر به جهل و نادانی احکام خدا

(مشکل فهم اعراب، ریشه ی تاریخی داره و بیخود نیست که اکثر پیامبرا و بزرگ ترینشون توی این سرزمین ها ظهور کردند)

3 یونس: ما من شفیع الا من بعد إذنه (در روز قیامت، هیچ شفیعی نیست، مگر پس از اجازه ی پروردگار)

این آیه نظر اهل سنت رو که می گن هیچ شفیعی در روز قیامت وجود نداره نقض می کنه؛ چون اگه اصلا شفیعی در کار نبود، خدا به «اجازه ی پروردگار» منوط نمی کرد.

کس را چه زور و زهره که وصف علی کند          جبّار در مناقب او گفته هل اتی

دیباچه ی مروّت و سلطان معرفت                    لشکرکش فتوّت و سردار اتقیا

فردا که هرکسی به شفیعی برند دست           ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی

پیغمبر آفتاب منیر است در جهان                     وینان ستارگان بزرگند و مقتدا

سعدی

61 یونس: نه تنها همه ی اعمال انسان، که افکار و نیات او را خدا می بیند و به آن داناست. به قول امام راحل، که کلامش تفسیر قرآن بود: «عالم محضر خداست؛ در محضر خدا معصیت نکنید.»

اگه یه کم فکر کنیم و باور داشته باشیم که در دیدرس خداییم، چقدر از کارهایی که می کنیم رو دیگه انجام نمی دیم؟؟... باز هم می گم: به خدا ایمان نداریم!

62 و 63 یونس: خصوصیات دوستان خدا (أولیاءالله)

دوستان خدا چه کسانی هستند؟...جواب: الذین امنوا و کانوا یتقون

ایمان و تقوا...ایمان و تقوا صورت های نظری و عملی همدیگه هستند. یعنی تجلی ایمان در رفتار، تقواست.

90 و 91 یونس: فرعون می دونست که خدای موسی حقه اما به نفعش نبود که ایمان بیاره (چون خودش خدای مردم بود)؛ اما وقتی دید که همین خدای موسی داره توی دریا (که برای موسی شکافته بود) داره غرقش می کنه فوری رنگ عوض کرد و گفت ایمان آوردم بلکه از مرگ رها شه. خدا طعنه می زنه: الان ایمان میاری؟ در حالی که عمری رو قبل از این نافرمانی و طغیان کردی و از فساد کنندگان بودی؟

پس قبل از اینکه، ایمانمون سودی نداشته باشه ایمان بیاریم.

التماس دعا-یازدهم رمضان 87-قشقاوی

قدم دهم - قدر دهم

یا هو

سلام.

دقیقا ماه به ثلث رسید و از ثلث اول گذشت. معدل ثلث اولمون چند شد؟!!

آیه 53 انفال

خدا اگر به قومی نعمتی بدهد، تا زمانیکه در آن قوم تغییری ایجاد نشود، آن نعمت را تغییر نمی­دهد. همه چیز بستگی به خودمان دارد... .

 

آیه 55 انفال

بدترین موجودات نزد خدا ؟؟     کسانیکه کفر ورزیدند و ایمان نمی­آورند.

 

آیه 24 توبه

اگر اقوام و اموالی که ذخیره کردید و خانه­تان و تجارتی که از کساد شدنش میترسید برای شما از خدا و رسولش و جهاد در راه خدا محبوبتر است، پس:

منتظر باشید تا امر خدا برسد! و خدا قوم نافرمان را هدایت نمیکند.... .

 

آیه 32و33 توبه

کار برخی از بزرگان اهل کتاب مثل اینست که بخواهند نور خدا را با فوتِ دهانهایشان خاموش کنند!! و خدا تنها به این راضی میشود که نور خود را به اتمام برساند(!!): او رسولش را بهمراه دینِ خود فرستاد تا آنرا بر هر دین دیگری مسلط کند... .(حتی اگر مشرکین نخواهند!!)

 

آیه 42 تا 59 توبه

این آیه­ها اوصاف منافقینی که در صف مومنین و در کنار پیامبر هستند. باید خواند و عبرت گرفت هم برای تنظیم رفتار خودمان(و حذف روحیه منافقانه از رفتارمان!) و هم برای کمک به تشخیص مصادیق نفاق در جامعه خودمان!!

آیه 65و66 توبه

به بهانه شوخی و خنده، خدا و آیات او را به مسخره میگیرند... . و این بخاطر کفرشان است. آیا ما هم تا به حال به بهانه شوخی و خنده، آیات خدا را مسخره کرده­ایم؟!! برای مومن چیزهایی وجود دارد که به خاطر ایمان به آنها نمیتواند با آنها شوخی کند... .

 

راستش توصیفات منافقین در آیه­های این سوره خیلی صریح هستند و زیاد هم به چشم میخورند. واقعا جا داره که آیات این سوره توی 3-4 جلسه­ی حضوری بحث و بررسی بشه. هرچی هی میخواستم که راجع بهشون توضیح بدم، دیدم که پست طولانی میشه!! ایشالا باشه طلبتون واسه وقتی که بیشتر خواستید بفهمید!!!

 یا علی

قدم نهم - قدر نهم

یا هو

سلام.

عجب سریع داره میگذره این ماه رمضان! روزهای طولانی... . اما انگارزود داره ماه تمام میشه. ایشالا که قدر این روزها رو میدونیم. و قدر قرآن رو تو این روزها. و دقاقیق این روزها... .

بریم سراغ نهمین قدر:

آیه 64و72و78و84و91و92و97و98و99و100 اعراف

پس از نقل ماجرای قوم نوح و هود و صالح و لوط و شعیب، و عذابی که بر سر آنها آمد –بگونهای که انگار نه انگار در آن محل کسی زندگی می­کرده است...- بیان میکند که آیا آدمها فکر میکنند که زمان یا مکان خاصی وجود دارد که در آن از عذاب الهی و یا مکر خدا درامان باشند؟ یعنی کسانی که بعد از این اقوام آمدند، نفهمیدند که ما هر لحظه که بخواهیم میتوانیم آنها را بخاطر گناهانشان عذاب کنیم؟؟

 

آیه 118و121و125 اعراف

هنگامی که حقیقت به واقعیت پیوست (فَوَقَعَ الحَقّ...) حجاب ها فرو افتاده و اگر کسی بدنبال پوشاندنِ حقیقت(کافر) نباشد، ایمان خواهد آورد! مثل ساحرین در ماجرای حضرت موسی.

 

آیه 128و129 اعراف

حضرت موسی منجی بنی اسرائیل بود که سالها منتظرش بودند. آنها انتظار داشتند که با ظهور منجی، به زندگی راحتی برسند و صاحب قدرت گردند، اما غافل از اینکه برقراری حاکمیت خداوند بر زمین نیازمند مجاهدت و مرارت­های بسیار است. و البته خداوند خواسته است که عاقبت کار برای متقین باشد.

 

آیه 145و154 اعراف

خداوند در الواح(لوحه­ها) از هر چیز موعظه­ای و شرحی برای حضرت موسی و قومش نازل فرمود . به حضرت موسی امر کرد که تو و قومت به بهترین وجه این پیامها را گرفته و پیاده کنید. در نوشته­های این الواح هدایت و رحمت برای پرهیزکاران بود. درواقع در اینجا سخن از دستوراتی است مفصل که بنی­اسرائیل موظف به اجرای انها بودند و شاید رشد و شکوفایی تمدن آنها ریشه در همین هدایت الهی در این الواح بود.

 

آیه 179 اعراف

ما وسایلی داریم که ابزار شناخت ما هستند. اگر درست کار نکنند، شناخت ناقص است و این جهل ما را جهنمی خواهد کرد:

قلب برای فهمیدن. چشم برای بصیرت یافتن و نگاه کردن(نه دیدن!). گوش برای گوش کردن (و نه شنیدن!). اگر اینها در شان یک انسان کار نکنند، کارکرد انسان مثل حیوانات خواهد بود!! که آنها هم فهمِ قلب و بصیرت و گوش کردن ندارند... . حتی بدتر از آنها خواهیم بود، چراکه آنها ابزار درک را ندارند و درک نمی­کنند اما ما با وجود داشتن ابزار، از آن استفاده نمی­کنیم «کَالاَنعامِ بَل هُم اَضَلّ»

 

آیه 2و3 انفال

عجب توصیفی از مومنین: کسانی که هنگامی که از خدا یادی میشود، قلبهاشان دگرگون میشود و هنگامی که آیات خدا بر آنها خوانده میشود، (اتوماتیک!) ایمانشان زیاد میشود... . و توکل بر خدا + اقامه نماز + انفاق از رزق

 

آیه 24و25 انفال

یک نفر داره تو رو به حیات دعوت میکنه، به چیزی که به تو زندگی میده... . پس جواب بده!

و از آزمایش و فتنه­ای که فقط ظالمین را گرفتار نخواهد کرد، بترسید!!!

 

آیه 29 انفال

میخوای به جایی برسی که بتونی حق رو از باطل تشخیص بدی؟ یک راه داره: تقوا. تقوا. تقوا.

 

یا علی

تکلیف روز هشتم

یا مجیب دعوه الداع اذا دعاه

آیه 156 تا 162 انعام: قرآن نازل شد تا هیچ بهانه ای نیاورید برای هدایت نیافتن.

بعد از این کتاب مبین و دلیل روشن برای هدایت، اگر کسی به دنبال نشانه ی بزرگ دیگری باشد که ملائکه یا خدای تو بیاید یا بعضی از نشانه ها ظاهر شود، دیگر ایمان آوردن پس از آن سودی نخواهد داشت. تلویحا می گوید به دنبال بهانه تراشی نباشید. هرچه برای هدایت لازم بود، به شما رسیده است.

آیه 8 اعراف: روز محشر، حقاً روز سنجیدن (اندازه گیری و وزن کردن) اعمال است؛ پس آنکه اعمالش سنگینی کرد، همانا رستگار است.

توی یکی از تفاسیر خونده بودم که از یکی از معصومین نقل شده که در معنای «موازین» فرموده اند که تأویل و مصداق موازین ماییم و اعمال افراد در روز حساب، با نزدیکی به ما و پیروی از اهل بیت سنجیده می شود.

-آیه 12: شیطان احساس برتری نسبت به آدم داشت و همین سبب شد از فرمان خدا سرپیچی کند.

-آیه 13: خدا به شیطان گفت تو در حدی نیستی که بخواهی تکبر کنی پس اخراجی. همانا تو از فرومایگانی

-آیه 16: شیطان آنچنان در خودبینی و غرور فرورفته بود که حتی پس از اخراج، در مقام مبارزه با خدا برآمد تا بشر را از راه راست خدا منحرف کند (اینکه شیطان خود به خدا می گوید: «راه راستِ تو» به این معناست که می دانسته که حق و حقیقت چیست اما برای اینکه خودنمایی کند، حاضر می شود در برابر آن بایستد.)

-آیه 22: فدلیهما بغرور (شیطان آدم و حوا را به «غرور» راهنمایی کرد (فریب داد))

(معنای ریشه ی غرور، دروغ و فریب است؛ چیزی که وجود ندارد باور کردن، توهّم خود بزرگ بینی)

این چهار آیه نشون داد که علت اخراج شیطان تکبر و غرور بود و وسیله ی فریبش هم همین بود. در یکی از تکالیف قبل عرض کردم که درِ ورود به گناهان و راه نفوذ شیطان، غروره.

یک نکته ی جالب دیگر در این جزء، این است که در بسیاری از آیات، تمام جهنمیان را «ظالم» معرفی می کند. یعنی چه؟... هرکه دچار عذاب و مستحق اتراق در جهنم باشد، کسی است که در دنیا و در اعمالش به نوعی، ظلم کرده است. (ظلم سه گونه است: ظلم به خدا، ظلم به دیگران، ظلم به خود)

با این تعریف آیا کسی هست که ظالم نباشد؟ نه... به خاطر همین هست که می فرماید: و ان منکم الا واردها کان علی ربک حتما مقضیا (71مریم) (ترجمه: و هیچ یک از شما نیست مگر آنکه به آن (جهنم) وارد شود و این امری حتمی و مقدر بر پروردگار توست.)

بیایید فکر کنیم نوع انسان آنقدر ظرفیت دارد که رسول کریمی می تواند از نوع آن به وجود آید که به چنان مقامی برسد که جبریل را پر بسوزد. ... فکان قاب قوسین او ادنی

یعنی بشر این توان را دارد!. ... حال به خود نگاهی کنیم، آیا به خود ظلم نکردیم که از این دنیای عظیم که در درون ماست بهره نبردیم و عمر به بطالت گذراندیم؟!

البته ظالم به کسی می گویند که استمرار بر ظلم داشته باشد. پس سعی کنیم جزء ظالمین به این معنا نباشیم.

آیه 48: اهل اعراف به دوزخیان می گویند: آیا دیدید اندوخته های شما، شما را بی نیاز نکرد و نیز آنچه که بدان تکبر می ورزیدید؟؟

باز هم همان بحث آشنای تکبر و غرور

در انتهای جزء، نحوه ی دعوت چند پیامبر توضیح داده شده. چه جالب!

همه ی آنها یک کلام داشتند که در هر دوره با آن می آمدند و آن هم فقط یک چیز بود:«اعبدوا الله ما لکم من اله غیره»: خدا را بنده باشید؛ جز او پروردگاری ندارید. همین!

چه وحدت کلمه ای؛ عجب هماهنگی. و چه پیام ساده ای؟ فقط یک چیز! توحید

این به آن معناست که تمام قواعد صحیح زیستن، در توحید جمع است و توحید است که اصل الاصول است و همه ی اصول از آن برآمده اند و همه ی فروع

برترین ذکر نزد خدا لااله الا الله است. و در روایات آمده همین جمله، سند رستگاری شماست: «قولوا لااله الاالله تفلحوا»

التماس دعا-هشتم رمضان 87-قشقاوی

قدم هفتم - قدر هفتم

یا هو

سلام

ببخشید که دیر شد. گاهی میشه که بالاخره اتصال راحت اتفاق نمی افته... .

آیه 6انعام

چه بسیار اقوامی که در زمین آنها را بسیار توانا ساختیم، و از نظر تکنیک و فنون بسیار سرآمد گشتند، اما در نهایت خدا تمدن آنها را بخاطر گناهانشان (و اینکه مسیر درستی را انتخاب نکرده بودند) نابود ساخت و از آن­همه تکنیک چیزی باقی نماند.... . و بعد از آنها اقوامی دیگر را پدید آورد. (دلیل این نابودی آنها گناهانشان است، تمدنی که براساس حق و حقیقت پایه­ریزی شده باشد، پابرجا خواهد ماند)

 

آیه42و43و63و64انعام

گاهی خداوند سختی و رنج را برای ما قرار میدهد تا به درگاه او تضرع کنیم و قلبهای سختمان کمی نرم شود. و آنگاه انسان شروع به خواند خداوند میکند که :«خدایا اگر ما را از این نجات دهی، قطعا از شاکرین خواهیم بود.» و خدا انسان را نجات میدهد، اما سپس او دوباره شرک میورزد و قدرتهای دیگری را (حتی برای نجات یافتن خودش!) هم عرض خدا قرار میدهد... . عجب رفتار عجیبی از انسان سر میزند!!؟

 

آیه 76و77و78و79انعام

حضرت ابراهیم به دنبالخداییی بود که قدرتمند باشد، ماندگار و همیشه حاضر باشد. اصولا باید در خودمان کنکاش کنیم که ما به دنبال چه خدایی هستیم؟ چه کسی را برای مقام خدایی به رسمیت خواهیم شناخت؟!! و او را بیابیم و البته مثل حضرت ابراهیم، در این راه از صمیم قلب از خود او برای شناختش کمک بخواهیم... .

 

آیه108انعام

به کسانی که غیر از الله را میخوانند و میپرستند اهانت نکنید، چراکه آنها نیز از روی دشمنی و به تلافیِ شما، بدون اینکه علمی داشته باشند، به الله اهانت خواهند کرد!! پس باید طرفین  احترام متقابل را برای مقدسات یکدیگر رعایت کنند و دست به فحاشی نزنند.

 

یاعلی

تکلیف روز ششم

یا منشئ السحاب الثقال

171 نساء: یا اهل الکتاب لاتغلوا فی دینکم

مخاطب اصلی این افراد تندرو در هر فرقه ای هستند. غلو یعنی بزرگنمایی، اغراق. از زمان بعضی ائمه این انحراف وجود داشته که امامان رو خدا می دونستن و در حال حاضر هم این افکار مودجوده... کسایی که حسین رو خدای خود می دونن و مراجع هم حکم به ... صادر کردن. خدا می خواد حواسمون رو جمع کنیم. هر چیزی حدی داره. امام هر قدر هم که بلندمرتبه باشه قابل قیاس با پروردگار نیست. با هر چیزی نمی شه شوخی کرد.

این سوره ی مائده واقعا مائده (طعام آسمانی) است. من تازه فهمیدم چه آیات مهمی توی این سوره هست.

آیه ی 3: جمله ای که بعد از واقعه ی غدیر و اعلام خلافت امیرالمؤمنین نازل شد: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»

آیه ی 32: ... من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکأنما قتل الناس جمیعا و من احیاها فکأنما احیا الناس جمیعا (هر که نفسی را احیا کند (از نو زنده کند، حیات تازه بخشد) گویا همه ی مردم را زنده و احیا کرده است.)

دنیای حرف توی این آیه نهفته است. یعنی اگه کسی بتونه در شخصیت دیگری، چنان تأثیری بذاره که به راه راست هدایت بشه، اجری داره که انگار همه ی مردم رو دوباره زنده کرده.

مگه خلقت چیه؟ زنده کردن، جان بخشیدن... حالا اگه کسی بتونه در این روند تأثیر بذاره !. ... اگه یه کم فکر کنیم می فهمیم که چرا مولای متقیان فرمودند: «من علمنی حرفا قد صیرنی عبدا» (البته حرف داریم تا حرف؛ ولی اگه حرفت حرف باشه رابطه عبد و معبود جاری کردی)

علامه کرباسچیان مؤسس بعضی مدارس مذهبی قبل از انقلاب، خیلی روی این آیه تأکید و نظر داشته.

آیه ی 51: یاایها الذین امنو لاتتخذوا الیهود و النصاری اولیاء ... و من یتولهم منکم فإنه منهم

قابل توجه بعضی از رؤسای برخی از سازمان های تاحدودی میراث از نوع فرهنگی و اندکی گردشگری

خوبه که این بعضیا با واکنش بعضی از مراجع هم از رو نمی رن. صد رحمت به سنگ پای قزوین و حومه

آیه ی 55: انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنو الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون

غیر از خدا و پیامبرش تنها کسی سرپرست و ولی ماست که نماز می خواند و زکات می دهد درحالیکه رکوع کرده است. به شهادت و تصدیق همه ی کتب سنی، این فرد حضرت علی بود که وقتی در رکوع انگشتر خودش رو به فقیری که به مسجد اومده بود به عنوان زکات داد این آیه نازل شد. حالا این که برای همه از جمله سنی ها شناخته شده است؛ نکته ی جالب تر آیه ی بعده: هرکه اینان را دوست داشته باشد، همانا حزب خدا پیروز است.

خوب با این لحن معلومه که حزب خدا، کسانی هستند که اینان را دوست بدارند.

دقت کنید گفته حزب الله پیروز است؛ نگفته حزب اللهی ها پیروزند!

آیه ی 64: سنت خداست که هرگاه یهود، آتش جنگ برافروزد خدا آن را خاموش کند. (ایمان نداریم به خدا)

آیه ی 67 هم که به پیامبر امر می کنه نقطه ی کمال دین رو در غدیر رو اعلام کنه.

دیدین چقدر گواراست این مائده؟!

(امروزم مثل دیروز، نوبت آقای رجبی بود که قصور داشت، منم تا ساعت ۹ شب منظر موندم، دیدم بازم خبری نشد مجبور شدم پست رو بفرستم. از بس بقیه ی دوستان فعال ظاهر شدن، ایشونم دیگه لو-باتری داره می ده و شاید منم دو سه روز دیگه به همین حال بیفتم. چقدر انرژی می دین شما!)

التماس دعا-ششم رمضان۸۷-قشقاوی

تکلیف روز پنجم

یا من یسبح الرعد بحمده

عجب کرمی داره این خدا! ... آیه ی 47 سوره ی نساء می فرماید خدا هرچیزی رو می بخشه غیر از شرک.

ولی ایهاالناس به هوش باشید که شرک مصادیق مختلفی داره؛ از جمله شرک خفی

یعنی شرکی که در دلِ رفتار و کردا و گفتار ما پنهانه. مثلا اگه کسی هرکاری می کنه برای پول باشه و فکر و ذکرش پول باشه و حتی اخلاق و قواعد دینش رو هم به خاطر اون زیرپا بذاره و دروغ بگه و ریا کنه و ... این یعنی که پول خدای او شده و در نتیجه خدای دیگری رو در کنار خدا، پرستش می کنه که به این می گن شرک

آیه ی 90 نساء، می فرماید کافرانی که از جنگ پرهیز می کنند و به دنبال نفاق و رخنه در میان مسلمانان نیستند در امانند و شما حقی برای دست اندازی به جان و مال آنها ندارید. قانون مندی اسلام! .... حتی برای عرب جاهلی و دیگران

120 نساء: ... و مایعدهم الشیطان الا غرورا

نتیجه: تمام ترفندها و حیله های شیطان از غرور نشئت می گیره و با اون شروع می شه. خیلی مواظب غرور باشیم. بدجوری انسان رو زمین می زنه و همه ی ما کم و زیاد دچارشیم چون هیچکدوم از شر شیطان در امان نیستیم. اولین نتیجه ی غرور هم احساس وجود کردن در برابر خالق قدرتمند هستیه. اگه داستان فرعون رو بخونین متوجه می شین اصلی ترین دلیل انحرافش این بود که در زمین جاه طلبی کرد و خود را بلندمرتبه پنداشت. (ان فرعون علا فی الارض (آیه 3 قصص))... خلاصه همه اش نصب العین خودمون قرار بدیم که هیچ چی نیستیم!

خدا از این حماقت ما ناراحته: یاایهاالانسان ما غرک بربک الکریم (6 انفطار)

ای انسان؛ چه چیز تو را به پروردگار بزرگوارت مغرور ساخت؟

136: یاایها الذین امَنوا امِنوا بالله و رسوله و الکتاب ... و الکتاب ...

ای اهل ایمان (ترجمه ی دقیق: ای کسانی که ایمان «آورده اند»!) ایمان بیاورید (دوباره ایمان بیاورید؛ ایمان واقعی) به خدا و پیامبرش و کتابی که بر پیامبرش نازل کرده و کتابی که قبل از او نازل کرده

یعنی چی که اونایی که ایمان آوردن، بازم ایمان بیارن؟؟... یعنی خیلی ایمانمون آبکیه ... به عبارت دیگه، بریم کشکمونو بسابیم

البته یه بنده خدایی می گفت این طعنه ی بزرگیه به مسلمونا: ای کسانی که ایمان آورده اند !!! (شایدم اصطلاح)

142: تعریف منافق: مذبذبین بین ذلک؛ لا الی هؤلاء و لا الی هؤلاء

دودل و مردد... نه یکدل به سوی مؤمنان می روند و نه مطمئن به سوی کافران

دور و برمونو نگاه کنیم؛ کم نیستن!

التماس دعا-پنجم رمضان۸۷-قشقاوی

آیین نامه ای...

یا هو

 سلام

به نظرم رسید که چند تا نکنه مهم وجود داره که لازمه همین اول کار،توضیح بیشتری داده بشه:

 اول اینکه: 4-5 روز اول، یه ذره کار بنظر سخت تر میاد. چون عادت به این کار نداریم! اما کم کم راه می­افتیم و ساده تر میشه. بنابراین جای نگرانی نیست... .

 دوم اینکه: کسانی که دیرتر خبر دار شدن یا به هر دلیلی عقب موندن، از جزء مربوط به همون روز ادامه بِدن، یعنی اگر کسی روز پنجم رمضان میرسه، سهم خودش رو از جزء پنج بخونه و قبلی هاش رو بیخیال بشه.

 سوم اینکه: تا حالا 4 تا تیم کامل شدن:

سه تا تیم یک نفری که هر کدوم روزی یک جزء میخونند: آقای قشقاوی، علیرضا میرزرگر و خودم.

یک تیم سه نفری: فرید حبیبی و پویا حسن­زاده­مطلق (!) و علی­اصغر آقاجانی که به ترتیب: 2 حزب اولِ هر جزء و حزب سوم و حزب چهارم از هر جزء رو میخونند.

یک تیم ناتمام دیگه هم هست: امیرحسین اخوین و آقای شریف که فعلا به ترتیب حزب اول و دومِ جزءِ مربوط رو میخونند. اگه بقیه دوستانی که یاعلی گفتند هم سهم خودشون رو اعلام کنند، میشه تیم­ها رو تکمیل کرد... . در غیر اینصورت تحت پیگرد قرار خواهند گرفت!!!

 

چهارم اینکه: دوستان از هر روزی که مطالعه میکنند، سعی کنند 1 نکته یا سوال رو تو وبلاگ بذارند تا معلوم بشه که دارن میان جلو. در غیر اینصورت موضوع سوال برانگیز میشه!!

 پنجم اینکه: بنا شد برای جلوگیری از شلوغ شدن صفحه اول وبلاگ، برای هر جزء یک پست اختصاص داده بشه و بقیه حرفها توی کامنتِ اون پست گذاشته بشه

 ششم اینکه: ایشالا از این به بعد، پست­ها هم مختصر تر میشه (!) و مابقی بحث­ها به جلسه­ی حضوری منتقل میشه. ان­شاءا..

 هفتم اینکه: ممکنه تعدادی از دوستان به این وبلاگ سر بزنن و به دلایل مختلف، نگن "یاعلی". خب اونها میشن مهمون­های این وبلاگ و حسابشون با صاحبخونه­ها جداست. البته اونها هم میان و اینجا استفادشون رو میبرند. از طرف همه صاحبخونه­ها باید گفت: "قدم شما هم روی چشم..."

یا علی

تکلیف روز چهارم

یا رب الصحاری والقفار

92 آل عمران: لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون

اصلا محور اخلاق همینه. اخلاقی که ما رو به خدا برسونه. باید از هرچیز غیر از خدا دل کند. بهترین راهش هم اینه که اگه چیزیو خیلی دوست داری ببخشی به یکی دیگه (دقت کن؛ همینجوری بدی بره، نه اینکه مثلا بفروشی یا عوضش کنی)

 101 آل عمران: ... ومن یعتصم بالله فقد هُدی الی صراط مستقیم

... و هر که به «خدا» چنگ زند پس همانا به راهی راست هدایت یافته

103 آل عمران: و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا ...

و همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و پراکنده نشوید ...

چقدر جالب؛ بعضی ها مستقیما به خود خدا می آویزند (کلمه ی بهتری پیدا نکردم؛ دست در دامان معشوق می زنند) که قطعا و حتما به راه راست هدایت می شوند؛ اما اکثرا یارای آن ندارند و نمی توانند به سرچشمه ی هستی دست یابند. اینان باید به ریسمان خدا (وسیله و واسطه ی انسان با خدا) چنگ زنند و به آن متوسّل شوند و از گرد آن پراکنده نگردند.

حال می توان سلسله ی ارتباطات هستی را یافت. مگر فقط رسول اعظم نبود که پروای پرواز به حریم الهی یافت؟ جایی که حتی جبرییل اجازه ی ورود نداشت و بال و پر وجودش می سوخت. و وقتی به معراج خدا رفت، علی (ع) را در آنجا دید؟

پس می توان گفت آنانکه بی واسطه به معبود خود رسیدند همانا معصومین بوده اند و ما که ظرفیت این دیدار و لقاء الله را نداریم باید به دامان آنان درآویزیم که ریسمان مستحکم الهی هستند و با توسل به آنان به کمال می رسیم.

حدیث مرتبط: انی تارک فیکم الثقلین؛ کتاب الله و عترتی؛ ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا

جمله ی مرتبط: در دعای ندبه می خوانیم: أین السبب المتصل بین الارض و السماء

کجاست ریسمان و طناب و واسطه ی بین زمین و آسمان

 در 146 آل عمران، رازونیاز و دعای صابرین به عنوان الگو و اسوه بیان می شود: و ما کان قولهم الا ان قالوا ربنا اغفر لنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین

 191 تا 194 آیات بسیار تکان دهنده و عجیبی است که بعضی ها، شب تا صبح آن را می خواندند و اشک می ریختند.

 سوره ی آل عمران به صابرین ارتباط زیادی داشت؛ در آخرین آیه نیز تتمه ی این بحث می آید و آن را ختم می کند: یاایها الذین امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلکم تفلحون

ای اهل ایمان، (در انجام فرامین الهی و در برابر سختی ها) صبر پیشه کنید و یکدیگر را نیز به صبر و شکیبایی دعوت کنید و ارتباط و پیوستگی خود را (با پیشوایان دین) برقرار نگاه دارید و پرهیزگاری و تقوای الهی در پیش گیرید به امید اینکه رستگار شوید. (دیدید صبر به چه چیزم منتهی شد؟ ... ربط با ...)

برای 17 و 18 نساء هم یه حرفی داشتم که دیگه چون تصمیم گرفتیم پستا خیلی طولانی نشه راجع به توبه ی قبول و مردود حرفی نمی زنم.

التماس دعا-چهارم رمضان ۸۷-قشقاوی

قدم سوم - قدر سوم

 

یا هو

 سلام

آیات 254بقره+92آل­عمران+261بقره

داراییِ ما با روزیِ ما متفاوت است، در انفاق دستور به انفاق از رزق و روزی است و نیز از آنچیزهایی که دوست داریم.ضمنا زیاد کردن اموال، اتفاقی است که توسط خدا می­افتد و او این کار را برای هرکس که بخواهد انجام میدهد

 آیه 258بقره

بالاخره باید معلوم بشه که منشاء همه این نیروهایی که دنیا رو برپا کرده کجاست!؟؟

 آیه 265بقره

شنیدی که درخت رو هرس میکنند تا بارورتر بشه و شاخ و برگهاش بیشتر رشد کنند؟ انفاق در راه خدا هم همینطوریه! اما اگه در راهخ خدا نباشه مثل اینکه که یه نابلد بیاد و اشتباهی شروع کنه به زدن شاخه ها و تنه درخت!! خب خشک میشه!!

 آیه 271 و 274

لزوما همیشه که نباید انفاق رو مخفی انجام داد!

 آیه 272 بقره

هدایت فقرا با  خداست و انفاقِ من ربطی به هدایت یافته بودن اونها نداره!!انفاقِ من برای خودم خوبه... . به درد خودم میخوره... .

 آیه 14 و 15 آل­عمران

اصولا حب دنیا برای مردم زینت داده شده. پس دوست داشتنِ دنیا عجیب نیست. اما چیزهای بهتری هم هست... .

 آیه 64 سوره آل­عمران

اعلام موضع رسمی مسامین در برابر اهل کتاب: "بیایید به مشترکاتمان ایمان بیاوریم: که جز خدا را نپرستیم و برای او کسی را شریک قرار ندهیم (مثل حضرت ابراهیم که مورد قبول طرفین است.) یعنی در یک کلمه مسلمان و تسلیم خدا باشیم."

 آیه 85 آل­عمران

سوال: هرکسی که دنبال دینی بجز اسلام باشد مورد قبول نخواهد بود؟؟!!  پس حرفهای قبلی چی؟

تکلیف روز دوم

یا علی یا عظیم

سلام

شاید بشه گفت این جزء خیلی به صابرین مربوطه که سیرش از آیات 153 تا 157 شروع می شه و تا 249 و 250 ادامه پیدا می کنه

ما توی سوره ی حمد به خدا می گیم فقط از «تو» کمک می خوایم. (ایاک نستعین) اما خدا توی آیه ی 153 به مؤمنین می گه از صبر و صلوه کمک بخواین. یعنی چی؟... شاید یعنی کمک خدا به ما همین صبر و صلوه هست. شایدم یعنی اینکه خدا رو در این دو کلمه می شه جستجو کرد و یافت. (و هیچ کی نمی تونه به عظمت نماز پی ببره)

اما خوب، نماز که تکلیفش روشنه... انقدر توی احادیث سفارش شده و حرف زده شده پیرامونش که دهان مدعی بسته است؛ اما صبر چی؟ اصلا صبر چرا باید اثر معنوی داشته باشه؟ صبر در چه مواقعی در برابر چه کسانی؟

اما ظاهرا مفهوم این صبر خیلی عامه و در هرحال خدا با صابران است.

در آیه ی بعد شهدا رو زندگانی معرفی می کنه که ما شعور فهمش رو نداریم.

سپس در آیه ی 155 خدا می گه ما شما رو با چیزای زیادی آزمایش می کنیم: ترس، گرسنگی، نقص در اموال، نقص در انفس و محصولات زراعی... اما در این کشاکش، بشارت و امید بده به صابران

حالا به یه آیه ی محوری می رسیم که منظور از صابرین رو در آیات قبل از نظر خدا بیان می کنه. صابرین کیانند؟

الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون (156)

ترجمه: آنان که هنگامی که حادثه ی تلخ و ناگواری بدیشان می رسد (برخورد می کند) می گویند «به راستی، ما از خداییم (برای خداییم) و همانا به سوی او باز می گردیم.»

فتنه ها و بلاها برای هرکسی پیش می آید اما صابرین آن دسته از مؤمنین هستند که وقتی دچار چنین بلایایی می شوند می گویند ما از خداییم

یعنی چی؟... اصلا چه معنی داره توی این حالت بگه از خداییم؟

مثل اینکه حال یکیو بپرسی بگه: روی میزه!

نه!...این که وجود خود را از وجود خدا بدانیم و مالکیت مطلق را به او نسبت دهیم (انا لله) یعنی ما استقلالی نداریم که از فتنه ای ناراحت شویم. وجود ما از خداست و از آنجا که این حوادث نیز تقدیر و مشیت الهی است تنها وظیفه ی ما صبر در برابر آن است. همانا ما که وجودمان از خداست روزی به سوی او بازخواهیم گشت (به حق خواهیم پیوست) و آنروز خدا اجر صبر ما را خواهد داد.

دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند                           و اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

بي خود از شعشعه ی پرتو ذاتم كردند                        باده از جام تجلّيّ صفاتم دادند

چه مبارك سحري بود و چه فرخنده شبي                     آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند

بعد از اين روي من و آينه ی وصف جمال                       كه در آن جا خبر از جلوه ی ذاتم دادند

من اگر كامروا گشتم و خوشدل چه عجب                     مستحق بودم و اينها به زكاتم دادند

هاتف آن روز به من مژده ی اين دولت داد                     كه بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

اين همه شهد و شكر كز سخنم مي ريزد                    اجر صبري است كزان شاخ نباتم دادند

همّت حافظ و انفاس سحرخيزان بود                           كه زبند غم ايّام نجاتم دادند

و اما نکته ی بعد... می رویم تا به آیات رمضان می رسیم.(185)

رمضان چیست؟... فلسفه ی وجودی آن و خصوصیاتش

شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان

اصلی ترین شاخصه ی ماه رمضان، نزول قرآن در این ماه است. یعنی این کتاب آنچنان شریف است که شب و حتی ماهی که در آن نازل شده شریف ترین شب ها و ماه ها می شوند. پس رمضان رمضان است چون قرآن دارد.

قرآن چیست؟ مایه ی هدایت مردم، حاوی دلایل روشنی برای هدایت و سبب جدایی حق از باطل

خیلی این آیه سنگینه که بقیه اش از فهم من خارجه

در آیه ی 187 حقیقت جالبی بیان می شود. چگونه گاهی، حلال ترین چیزها بر انسان حرام می شوند؟ پیوند زناشویی پیوندی است که خدا آن را مبارک نموده و پیامبرش فرموده هرکه از این سنت او سرپیچی کند از او نیست. پس چگونه است که زن و مرد در این ماه و در هنگام روزه داری برهم حرام می شوند؟

پاسخ روشن است. کافی است درست فهمیده باشیم که چرا در این ماه در ساعات معینی، غذا نمی خوریم. وجود ما ماده ای دارد و معنایی. ظاهری و باطنی. روحی و جسمی.

و هر کدام از این دو، برای ادامه ی حیات به غذا و طعامی نیاز دارد. اما غذا و طعام این دو سنخیتی با یکدیگر ندارد و گاه، پرداختن به یکی، انسان را از توجه به دیگری باز می دارد.

این دهان بستی، دهانی باز شد                       تا خورنده ی لقمه های راز شد

لب فروبند از طعام و از شراب                             سوی خوان آسمانی کن شتاب

طفل جان از شیر شیطان باز کن                        بعد از آنش با ملک انباز کن

بله غذای روح انسان، راز و نیاز با خالق خود و توجه به مرکز هستی است. برای همین تمرکز و توجه است که مدتی، سعی می کنیم با غذا نخوردن توجه به جسم را کمتر نموده و به روح خود بپردازیم. حرمت زن و مرد بر یکدیگر نیز از همین سنخ است. توجه کمتر به غرایز و نیازهای جسمانی و حرکت برای تهیه ی غذای روح

نکته ی جالب در این بخش، این است که این مسأله از حدود خداست که عبور از آن را بر نمی تابد.

آیه ی 216 می فرماید چه بسا چیزی را بد و مکروه بپندارید در حالی که برای شما خوب و خیر است؛ و چه بسا چیزی را دوست بدارید در حالی که شری است برای شما. برای عمق بیشتر به آیات 103 تا 106 سوره ی کهف رجوع کنید.

در آیه ی 246 بازهم داستانهای عبرت آموز بنی اسراییل و جازدن آنان از جنگیدن بیان شده که مصداق های فراوانی امروزه  دارد.

حضرت طالوت برای مشخص شدن مؤمنان واقعی که در میدان جنگ مردانه قدم می گذارند امتحانی انجام می دهد که هرکه بیشتر از یک کف دست از آب نهر بخورد از او نیست. حال تصور کنید سپاهیان همه تشنه و عطشانند. قطعا سربلند بیرون آمدن از چنین امتحانی بسیار سخت است. برخی ها گفتند ما می خوریم و با تو هم می مانیم. برخی با خود گفتند ما دور از چشم او دو کف دست می خوریم، او که نخواهد دانست و... اما هرکه بیش از یک کف دست خورد دچار درد شدیدی شد که همانجا زمین گیر شد.

به راستی اگر ایمان ما با همین آزمون سنجیده می شد نتیجه چه بود؟

آیه ی 250 هم که اوج ایمان را به تصویر می کشد نشان می دهد مؤمنان از شکست، هراسی به خود راه نمی دهند و اگر بازگردیم به آنچه در ابتدا گفتیم (صبر) و چون خود را در پیروی از دستورات حق و انجام وظیفه پیروز و سربلند می دانند در سرلوحه ی دعای خود تمنای صبر می نمایند (ربنا افرغ علینا صبرا) و از خدا می خواهند در مسیر پیروی از حق و حرکت به سوی حقیقت ثابت قدم بمانند (و ثبت اقدامنا) و در آخر نیز نتیجه را از خدا می خواهند. (و انصرنا علی القوم الکافرین) که پیروزی آنان بر کافرین نصرت دین خداست.

دست آخر هم اینکه، معمولا پس از نقل هر داستان تاریخی در قرآن، تأییدیه و نوعی دلگرمی به پیامبر داده می شود که تأکید می کند این داستان و خبرها حقیقی و واقعی است. (آیه ی 252)

 التماس دعا-دوم رمضان 87-قشقاوی

 

تکلیف روز اول

به نام کریم

سلام

مختصر و مفید

اولین نکته ی جالب اینکه آدمای مفسد (که فی قلوبهم مرض)، اکثرا با ادعای اصلاح میان. (قالوا انما نحن مصلحون)

این در حالیه که حضرت که ما انقدر مصلح جهانی صداشون می کنیم، یکی از بزرگترین صفاتشون اینه که قبل از مصلح بودن، «صالح» هستن؛ و مگه می شه کسی صالح نباشه و مصلح باشه. کسی که خودساخته نشده، چگونه می خواهد دنیا را بسازد؟! (پس اگه روضه بلدیم برای خودمون بخونیم. انقدر ادعا نداشته باشیم.)

حالا جالب اینجاست که این دسته خیلی وقتا دچار توهم می شن که واقعا مصلح هستن و نمی فهمن که مفسد شدن. تا جایی که قرآن می فرماید: الا انهم هم المفسدون و لکن لایشعرون

دومین نکته: وقتی آدم داستان حضرت آدم رو می خونه می فهمه که واقعا ما چی هستیم و قدر خودمون رو نمی دونیم. چه ظرفیت عظیمی داریم که وقتی فرشته ها به خدا عرض می کنن چرا می خوای یکیو نماینده ی خودت قرار بدی که فساد و خون ریزی می کنه خدا از آدم و نسلش دفاع می کنه و می گه من چیزی می دونم که شما نمی دونین. ... چه حقیقت بزرگی در وجود ما نهفته است که این همه ارزش پیدا کرده؟! ...  ارزشی که ملائکه بهش سجده می کنن... نه به خاطر «حضرت آدم» بودنش بلکه به خاطر «آدم» بودنش

نکته ی سوم: در تفاسیر گفته شده کلماتی که خدا به آدم برای توبه آموخت، نام های شریف پنج تن بود که حضرت آدم وقتی خدا را به وجود این پنج، قسم داد خدا توبه اش را پذیرفت.

نکته: حتی اگر توبه پذیرفته شود، ممکن است اثرات گناه باقی بماند، اثری به بزرگی اخراج از بهشت و هبوط به زمین

... .... این داستان بنی اسراییل هم که همه چیش ته آموزنده است و در روایات آمده که علت بیان تفصیلی و گاه تکرار داستان این قوم، شباهت سرگذشت و فتنه های مسلمین به تاریخ این قومه... پس عبرت بگیریم

اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فکر کنم خدا احتراممون رو خیلی حفظ کرده که فحشمون نداده... اینو بچسبونین به این آیه از سوره ی انفطار:

یا ایها الانسان؛ ما غرک بربک الکریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا فقط می خوایم دیگران رو نصیحت کنیم... و اصلا من چرا دارم برای دیگران این حرفا رو می نویسم؟ ... خیلی هنر دارم خودم برم بهش عمل کنم ... بیچاره ام

آیه ی 54 می گه فاقتلو انفسکم... یه کم فکر کنیم ببینیم یعنی چی خودمون رو بکشیم (حدیث مرتبط: موتوا قبل ان تموتوا) ... و دوباره در آیه ی 56 اشاره به بعثت این قوم بعد از مرگ دارد.

نکته ی چندم: آیه ی 62: ان الذین امنوا و الذین هادوا و النصاری و الصابئین من امن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا یعنی بازآ بازآ هرآنکه هستی بازآ

یعنی فرقی نمی کنه به کدام مذهب و به کدام ملتی... اگر مؤمن شدی به خدای خودت بُردی.

صفاتی که در آخر آیه برای این گروه از چندین دسته (کسانی که ایمان آورده باشن، مهم نیست چه دینی) بیان می کنه خیلی خفنه یعنی برای هرکسی نمی گه؛ شاهد مثال آیه ی 112 (بلی من اسلم وجهه لله و هو محسن)

و قالوا لن تمسنا النار الا ایاما معدوده... درسته که یهودیا اینو می گفتن، اما اگه خوب جو مسلمونا (به خصوص شیعیان) رو نگاه کنی می فهمی دقیقا ما مبتلا به قضیه هستیم... اونا اعتقاد داشتن ما عذاب نمی شیم؛ نهایت یه چند روزی می ریم جهنم که پاک بشیم و برگردیم بهشت.

مقایسه کنید با خرافات و غلوی که توی مجلس اباعبدالله با بزرگنمایی فراوان انجام می دن... حرفی نیست که گوشه ی چشم هرکدوم از این معصومین دنیا و آخرت ما رو می خره... اما چرا به جایی رسیدیم که اگه توی سال نماز نخوندیم و روزه نگرفتیم، می گیم محرم می ریم هیئت، شام هم می دیم، آقا خودش دست ما رو می گیره

چرا مداح میاد و می گه هرگناهی توی این یه سال کردی، با یه قطره ی اشک توی این مجلس، پاک می شه

این نیست به خدا که هرکاری دلمون خواست بکنیم، آخرش هم دوتا حدیث جعلی بیاریم که جهنم بر گریه کن اباعبدالله حرامه

نکته ی چند+چندم: آیه ی 88: و قالوا قلوبنا غلف؛ بل لعنهم الله بکفرهم...مواظب باشیم قلبمون رو غلف نکنیم چون ممکنه کافر به حقیقت بشیم و خدا لعنتمون کنه

138: رنگ خدا (صبغه الله) ... و چه رنگی از رنگ خدا بهتر (و من احسن من الله صبغه)

ببخشید که خیلی مختصر شد

 من بعد از اینکه این مطلبو نوشتم اومدم توی وبلاگ و دیدم خیلی از حرفامو آقای رجبی زده

باور کنین تقلب کرده

التماس دعا-اول رمضان ۸۷-قشقاوی

قدم اول - قدر اول

 

یا هو

سلام.
این از تکلیف من:


آیه های 11 و 12 درباره عده ای حرف میزنه که فکر میکنند دارند در زمین اصلاح انجام میدن، اما اصلا حواسشون نیست که کارشون به معنای فساده!! آیه 13 اونها رو توصیف میکنه و آیه های 17 و 19 و 20 مثال عجیبی درباره اونها میزنه. آخریش اینه که: تشبیه میکنه به کسی که تو تاریکی وایستاده و میخواد با استفاده از نور رعد و برق راهش رو پیدا کنه!! ( چه زجری میکشه بیچاره!!) نگاه کردن به اون آیه ها  و تامل درباره مثالهاش به نظرم جالبه...

با توجه به آیه 31 شاید بشه گفت که از ابتدا در آدم قابلیتی (پتانسیلی) وجود داشت که  درصورت بروز، او مسجود ملائک میشد که اون قابلیت با تعلیم اسماء توسط خدا در این آیه بروز یافت. چراکه بعد از تعلیم اسماء و معلوم شدن ضعف ملایک، انسان مسجود فرشته ها شد.یعنی برتری آدم بر ملایک بالقوه است و باید بالفعل شود... .

و اما یک سوال:چرا باید نماز واسه آدمها (بجز متواضعان) سخت و سنگین باشه؟؟آیه 45 و 46 گفته که اصولا آدمها به صبر و نماز تن نمیدهند بجز...

از آیه 49 تا آیه 73 (که 3-4 صفحه ای میشه!!) داره ماجراها و نعمتهای بنی اسراییل رو خیلی خلاصه و پشت سر هم (تو آیه هایی که با "وأذ" شروع میشن) رو میشمره. بعد خدا تو آیه74 یه تیکه ی اساسی بهشون میندازه:
بعد از این همه کفران، دلهاتون مثل سنگ -و حتی بدتر از سنگ!!!- سخت شد، چراکه گاهی از دل سنگ آب روان بیرون میاد، گاهی سنگ شاکافته میشه اما دلهای شما در برابر عظمت الهی هیچ نرمشی ندارد!! دیگه کی میتونهاین دلها رو نرم کنه؟؟

یه بحثی تو آیات 90 تا 92 اومده که میشه اسمش رو دکان داریِ  دین داران اسم گذاشت!! مثال خیلی واضحش همون علمای یهود بودند. اما بحث اینجاست که این آسیب همیشه واسه دینداران در هر دینی وجود داره بقیش رو نمیشه نوشت!! باید حضوری گفت. ممکنه در همین روزهای اولِ کار، دستگیرمون بکنند

یه سوال قدیمی هم یادمه که زیاد میپرسیدیم و میپرسیدی! اینکه بالاخره کیا به بهشت میرن؟ مسلمونا؟ مسیحیا؟ یهودیا؟ قوم هود؟ جوئاب این سوال رو فکر کنم از آیه های 111تا 113 و 136 و 137 میشه کشید بیرون.

آیه 120: تا وقتی از یهودیا و مسیحیا پیروی نکنی، از دست تو راضی نمیشن!! هنوز هم همینجوریه

یا علی گفتیم(گفتید) و عشق آغاز شد!!

یا هو

سلام.
اول بگم که: بعضی از دوستان رو مدتی بود که ندیده بودم، که خوشحال شدم که (ولو به شکل مجازی) اینجا دیدمشون. معنیش این میشه که: خدا شادِت کنه!!

دوم بگم که: خب میدونید قرآن های با خط عثمان طه هر جزء رو تقریبا تو 20 صفحه نوشته (به جز جزء 29 و 30 که طولانی تر شده) بنابراین اگه فکر کردی که 1 جزء یه ذره زیاده، بگو که تا چقدر هستی تا تیم کشی ها تکمیل بشه..

سوم بگم که: چندتا لینک مفید هست که به نظرم اومد شاید برای این کار به کارِت بیاد(!):
        یک: این لینک یه قرآن تحت جاوا برای موبایل هاست که ترجمه هم داره
        دو: این لینک یه نرم افزار سبک تره که فقط ترجمه نداره
       سه: این لینک ترتیل قرآن رو به تفکیک 30 جزء داره با فرمت Amr یعنی فرمت گوشی های موبایل
      چهار: این یکی ترتیل قرآن رو به تفکیک سوره ها با فرمت Amr داره با صدای شیخ سدیس. خوب خونده!!
      پنج: این هم ترتیل به تفکیک سوره ها با فرمت  mp3 و با صدای سعدالغامدی که خداییش قشنگ خونده..

چهارم بگم که: هنوز هستند کسایی که جاشون خالیه!! خوبه که هرکی به هرکی فکر میکنه که میتونه بیاد، بگه که بیاد واسه یا علی گفتن ... .این شاید بهترین روش اطلاع رسانی باشه!!!

پنجم بگم که: ما اینجا تعدادی صاحبخونه داریم (کسانی که یا علی گفتن) که خوشبختانه تعدادشون کم هم نیست و بیشتر هم میشن (البته اساتیدی که لطف کردند و میکنند تشریف میارن که سرور ما هستند...) پس خودتو دور از اینجا حس نکن. اینجا صاحبخونه هستی
 تعدادی هم مهمون داریم (!) که اینو بعدا میگم!!!

ششم بگم که:     ؟ یادم رفت دیگه! فعلا بسه..؟

یا علی

اگر مرد راهی بگو: یا علی

یا هو

سلام
به نظرم میرسید که چه خوب میشد اگه میتونستم با یه برنامه ریزیِ مشخص، امسال تو ماه رمضان قرآن رو یه دور دوره کنم. دوره ای که فقط به متن عربی اکتفا نکنه و فهم معانی (یا با دقت به متن عربی و یا با تکیه بر ترجمه) رو به همراه داشته باشه.
و بعدش به نظرم رسید که چه خوب میشد اگه این کار رو دست جمعی میکردیم، یعنی:
هر روز 1 یا 2 یا 3 یا 4 نفری یک جزء بخونیم و آخر روز 2 نوع نوشته از خودمون اینجا بذاریم:
1-موضوع جالبی که به نظرت میاد که خوبه بقیه هم بهش دقت کنند و به نظرت جدید و نو میاد!
2یا سوالی که ممکنه با خوندن یه بخشی از قرآن تو ذهن بوجود بیاد.
و بعدش آخر هفته، توی یه افطاریِ گرم (!!)، دور هم جمع بشیم و حرفهایی که اون هفته تو وبلاگ زده شده رو جمع بندی کنیم...

صفاشو عشق است!!
صفاتو عشق است!!

واسه اعلام آمادگی و گفتنِ هم تیمی هات سریعتر اقدام کن!!
اگه هنوز تیمت رو نتونستی انتخاب کنی، مقداری که میتونی تعهد کنی(از یک جزء تا یک صفحه) رو به من ایمیل کن یا برام پیام عادی یا خصوصی بذار تا من کمکت کنم!!
فقط: بجنب!!

و زود به بقیه هم خبر بده...



داشت یادم میرفت: برای افطاری هم هرچه زودتر اعلام آمادگی کن تا پر نشده ها.... .بعدا نگی نگفتین!

یا علی
 

سرآغاز...

یا هو
علیک سلام!
یه بنده خدایی مثال قشنگی میزد. میگفت: "فکر کن یه جا نشستی، بهت میگن تو اتاق بغلی برات یه سفره سنگین پهنه! و همش هم برا خودته... . عجیب نیست که تو بهش بی اعتنا باشی و بیخیالش بشی؟؟!"

رفتار ما آدما واقعا گاهی به همین اندازه (و حتی گاهی بیشتر از این) عجیب میشه... .

از جمله بی تفاوتیِ ما به ماه رجب! که خدا کلی توش عشق و حال میکنه...

و از جمله بی تفاوتیِ ما به ماه شعبان! که اینقدر مهمه که آدم فرصت طلبی مثل پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تمام تلاششون رو میکردن که روزه و شب زنده داریش رو از دست ندن!!

پس یه کار بکنیم تو رمضون امسال، که رجب و شعبان سال آینده، رجب و شعبان خیلی بهتری داشته باشیم...

حدیث داریم که رجب و شعبان هر سال تو رمضونِ قبلیش رقم میخوره و برعکس!!!

*قاعدتا خواننده های محترم از حداقل استعداد برخورداند و دیگه لازم نیست که مثالِ اولِ پست رو راجع به رمضان تشریح کنم...

یا علی